ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
38
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
چون معاويهء نامهء قيس بن سعد را خواند نسبت به او خشمگين شد و خواست پاسخ دهد . عمرو عاص به او گفت : خوددارى كن كه اگر براى او نامه بنويسى پاسخى سخت تر از اين به تو خواهد داد و اگر او را به حال خود رها كنى ، او هم به آنچه مردم بپذيرند ، تن خواهد داد و معاويه از قيس خويشتن دارى كرد . گويد : آن گاه معاويه ، عبد الله بن عامر و عبد الرحمان بن سمره را براى گفتگو در بارهء صلح پيش امام حسن فرستاد . آن دو او را به صلح فرا خواندند و بر آن كار ترغيب كردند و شرطهايى را كه معاويه پذيرفته بود ، به او عرضه داشتند كه هيچ كس براى كارهاى گذشته تعقيب نخواهد شد و عليه هيچ يك از شيعيان على رفتارى ناخوشايند صورت نخواهد گرفت و از على عليه السّلام جز به نيكى ياد نخواهد شد ، همچنين به اطلاع امام حسن رساندند كه معاويه ديگر شرطهاى او را پذيرفته است ، و امام حسن پيشنهاد صلح را پذيرفت . قيس بن سعد با همراهان خود به كوفه برگشت و امام حسن هم به كوفه بازگشت و معاويه آهنگ كوفه كرد . روى شناسان شيعه و بزرگان اصحاب امير المؤمنين على عليه السّلام به حضور امام حسن آمدند و از اندوه كارى كه صورت گرفته بود ، مى گريستند و او را نكوهش مى كردند . ابو الفرج اصفهانى مى گويد : محمد بن احمد بن عبيد ، از قول فضل بن حسن بصرى ، از قول ابن عمرو ، از قول مكى بن ابراهيم ، از قول سرى بن اسماعيل ، از شعبى ، از سفيان بن ابى ليلى براى من موضوع زير را نقل كرد ، همچنين محمد بن حسين اشناندانى و على بن عباس مقانعى ، از عباد بن يعقوب ، از عمرو بن ثابت ، از حسن بن حكم ، از عدى بن ثابت ، از سفيان بن ابى ليلى همين موضوع را براى من نقل كردند كه مى گفته است ، پس از بيعت حسن بن على با معاويه ، به حضور حسن عليه السّلام رفتم و او را كنار خانهاش يافتم و گروهى پيش او بودند . من گفتم : سلام بر تو اى خوار كنندهء مؤمنان ، فرمود : اى سفيان سلام بر تو باد . من فرود آمدم و ناقهء خود را پاى بند زدم و رفتم و كنارش نشستم . فرمود : اى سفيان چه گفتى گفتم : سلام بر تو اى خوار كننده مؤمنان . فرمود : چرا نسبت به ما چنين مى گويى گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ، اين تو بودى كه با بيعت با اين ستمگر و تسليم كردن حكومت به نفرين شده و پسر هند جگر خواره ما را زبون ساختى و حال آنكه صد هزار تن با تو بودند كه در پاى تو مى مردند و خداوند هم امر مردم را براى تو